
به نام خدا.
خدایی که ما را آفرید برای پرستیدنش.
خدایی که بنی آدم را کرامت بخشید.
خدایی که ارحم الراحمین است.
ولی ........
من بی معرفت ...........
گاهی به سویش می روم و مسرور که خدایی شدم!
ولی در آنی ، چنان از او دور می شوم که خودم شرمنده می شوم.
باز به سویش می روم.
و باز هم ..............
دلم را به این خوش کرده ام که او ارحم الراحمین است.
اما خودم بهتر می دانم کار من تنها شده سوء استفاده از بخشایش هایش.
نمی دانم، شاید به خیالم توبه می کنم، شاید فکر می کنم او مرا می بخشد.
اما نشانی باید بود.
روزی مرا در خانه اش برد و من فکر می کردم سیمم وصل شده.
اما باز هم او را گم کردم.
دوباره مرا فرا خواند.
و من دوباره از او دور شدم.
در جایی خواندم که خدا گاهی بندگانش را برای اتمام حجت به درگاهش می برد.
نکند حجت بر من تمام شده و من ..........
خدایا نمی دانم ، تو خود گفتی صد بار اگر توبه شکستی باز آی.
او گفته که در ماه رمضان شیاطین در غل و زنجیرند ولی
ما انگار گنه کار حرفه ای شده ایم. بدون لیدر عمل می کنیم.
خدایا چه باید جوابت بدهم، خودم هم نمی دانم.
نمی دانم کجای آستانت قرار دارم.
در دعای افتتاح، خودم می خوانم :
و فی جهنم فلا تغلنا و فی عذابک و هوانک فلا تبتلنا و من الزقوم و الضریع فلا تطعمنا.......
و در دوزخ ما را در بند مکن و در عذاب و خواریت ما را گرفتار مکن و از قوم جهنم و ضریع طعام ما قرار نده .......
ولی فکر می کنم راست راست جلویت می ایستم و دروغ می گویم
تو که منزهی از اینکه مرا بی جهت عذاب دهی
منم که اعمالم سزاوار عذاب شدن می سازدم.
و آنچه روزنه امید من است حدیث: گناهی که بخشیده نمی شود یأس از رحمت خداست.
وقتی مرده را در قبر می گذارند، تلقین را که میخوانند، دوست داری اصلا نمیری:
ان الموت حق و سوال منکر و نکیر فی القبر حق و البعث حق و النشور حق و الصراط حق و المیزان حق و التطائر الکتاب حق و الجنة حق و النار حق و ان الساعة اتیة لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور
زیاد این جملات را شنیده ام اما یک بار بیشتر برای خودم نمی خوانند و آن روزی است که دیگر دستم از همه جا کوتاه است و اگر خدایم نیامرزیده باشد، روز جزا رسوای عالمیان خواهم شد.
خدایا خجالت می کشم از اینکه بار دیگر از تو طلب مغفرت نمایم.
خدایا می ترسم تو مرا ببخشی و من بار دیگر از تو دور شوم.
خدایا من اگر سخن هم نگویم تو که از درونم خبر داری!
خدایا کمکم کن با پای جان به درگاهت برگردم که تو ارحم الراحمینی.
...............................
وقتی نیم نگاهی به خودم و پرونده اعمالم می اندازم، به کرده های زشت و ناکرده های زیبا، آنگاه که یادم می آید هفته ای دوبار پرونده اعمالم را امام زمانم نگاه می کند و او به زوایای زندگیم واقف است، هم خجالت می کشم از اینکه برای من گنه کار برای آمدنش دعا می کنم و هم دلم می خواهد آب شوم و در زمین فرو روم.
سالها پیش کتاب منازل الاخره را می خواندم. هر یک جمله اش را که می خوانی مو به بدنت سیخ می شود اما چه می شود که در گذر زمان روح پاکم را با گناهانم لکه دار می کنم . فکر می کنم آدم بی معرفتی هستم.
ولی باز با خودم می گویم : حر برگشت و شهید شد، رسول ترک برگشت ، پس خدا آنقدر مهربان است که باز هم مرا بپذیرد.
خدایا در این ایام مبارک، در این شبهای پر برکت خودت گوشم را بگیر و سر راهت بیار. کمکم کن که اینقدر منافقانه در مقابلت به تو دروغ نگویم. من با این بدن ضعیف و ناتوان تاب شنیدن عذابهای به حق تو را ندارم آن وقت چگونه زیر بار عقوبت گناهانم تاب بیاورم؟
خدایا اینها که گفتم یا حق الله بود یا حق النفس. حق الناس را چه کنم؟